دلتنگی های مجرم

عشق جرم است و اینجا وادی مجرمان!

زمستان از جنس تنهایی!

پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم
خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد
نمیدانم از برف است یا از تنهایی
برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم
بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند
به تو فکر میکنم آه میکشم بخود میگویم
یکی باید باشد
یکی که دستانش
آغوشش
نگاهش
احساسش
گرمابخش زندگیت باشد
یکی مثل تو
تویی که ندارمت …

۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
اینکه عشق رو یک جرم دونستن و عاشق رو مجرم،یعنی وقتی عاشق میشی باید تاوان پس بدی و تاوانش دلتنگیه دلتنگی‌ای که همیشه کنارته دلتنگی‌ای که گاه شیرینه گاه تلخ.
چنل تلگرام قدرت گرفته از بلاگ بیان